Skip to main content
UstadhAli Imani

Sermon Twenty-Three

جلسه اول

Course outline
First Sermon13 sessions
  1. Session One52:38
  2. جلسه ششم55:09
  3. جلسه هفتم48:17
  4. جلسه هشتم48:01
  5. جلسه نهم43:01
  6. جلسه دهم44:35
  7. جلسه یازدهم49:51
  8. جلسه دوازدهم45:26
  9. جلسه سیزدهم52:14
  10. جلسه چهاردهم53:25
  11. جلسه پانزدهم51:28
  12. جلسه شانزدهم47:05
  13. جلسه هفدهم42:12
Second Sermon3 sessions
  1. جلسه اول45:32
  2. جلسه سوم50:14
  3. جلسه چهارم39:36
Sermon Three10 sessions
  1. جلسه اول49:41
  2. جلسه دوم43:55
  3. جلسه سوم46:01
  4. جلسه چهارم44:50
  5. جلسه پنجم45:04
  6. جلسه ششم51:43
  7. جلسه هفتم45:57
  8. جلسه هشتم44:51
  9. جلسه نهم51:28
  10. جلسه دهم43:12
Sermon Four1 session
  1. جلسه اول(تنها جلسه)46:06
Fifth Sermon1 session
  1. جلسه اول(تنها جلسه)52:55
Sermons Six and Seven1 session
  1. جلسه اول(تنها جلسه)39:55
Sermons Eight, Nine, and Ten1 session
  1. جلسه اول(تنها جلسه)42:46
Sermons 11 and 121 session
  1. جلسه اول(تنها جلسه)51:51
The Thirteenth and Fourteenth Sermons1 session
  1. جلسه اول(تنها جلسه)52:02
Sermon 151 session
  1. جلسه اول(تنها جلسه)53:17
Sermon Sixteen4 sessions
  1. جلسه اول50:51
  2. جلسه دوم53:03
  3. جلسه سوم58:50
  4. جلسه چهارم51:03
The Seventeenth Sermon3 sessions
  1. جلسه اول48:04
  2. جلسه دوم48:57
  3. جلسه سوم43:36
Sermon Eighteen2 sessions
  1. جلسه اول48:01
  2. جلسه دوم46:31
Sermon 191 session
  1. جلسه اول(تنها جلسه)45:38
Sermon 201 session
  1. جلسه اول(تنها جلسه)48:06
The Twenty-First Sermon1 session
  1. جلسه اول(تنها جلسه)1:00:59
Sermon Twenty-Two1 session
  1. جلسه اول(تنها جلسه)40:52
Sermon Twenty-Three3 sessions
  1. جلسه اول55:00
  2. جلسه دوم42:56
  3. جلسه سوم39:52
Sermon 241 session
  1. جلسه اول(تنها جلسه)48:17
Sermon 252 sessions
  1. جلسه اول42:13
  2. جلسه دوم41:32
Sermon Twenty-Six3 sessions
  1. جلسه اول51:15
  2. جلسه دوم50:54
  3. جلسه سوم40:05
Sermon 839 sessions
  1. Session One48:04
  2. Second Session38:45
  3. Third Session40:31
  4. Fourth Session34:03
  5. Session Five48:20
  6. Session Six32:44
  7. Seventh Session49:47
  8. Eighth Session39:32
  9. Ninth Session36:11

Listen

0:0055:00

The audio for this session is in Persian.

This content has not been translated into English yet and is shown in its original language.

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین، والصلاة والسلام على أشرف الأنبیاء والمرسلین، حبیب قلوب الصادقین، أبی‌القاسم المصطفی محمد. اللهم صلّ على محمد و آل محمد و على أهل بیته الطیبین الطاهرین، و اللعن الدائم على أعدائهم أجمعین.

خطبه بیست‌وسوم نهج‌البلاغه

امشب در محضر خطبه بیست‌وسوم مولای متقیان، امیرالمؤمنین علیه‌السلام، هستیم. ان‌شاءالله این خطبه را در سه جلسه می‌خوانیم و امشب جلسه اول است.

أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الْأَمْرَ یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ کَقَطَرَاتِ الْمَطَرِ إِلَى کُلِّ نَفْسٍ بِمَا قُسِمَ لَهَا مِنْ زِیَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ، فَإِنْ رَأَى أَحَدُکُمْ لِأَخِیهِ غَفِیرَةً فِی أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ نَفْسٍ فَلَا تَکُونَنَّ لَهُ فِتْنَةً، فَإِنَّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ مَا لَمْ یَغْشَ دَنَاءَةً تَظْهَرُ فَیَخْشَعَ لَهَا إِذَا ذُکِرَتْ وَیُغْرَى بِهَا لِئَامُ النَّاسِ کَالْفَالِجِ الْیَاسِرِ الَّذِی یَنْتَظِرُ أَوَّلَ فَوْزَةٍ مِنْ قِدَاحِهِ تُوجِبُ لَهُ الْمَغْنَمَ.

نهج‌البلاغه، خطبه ۲۳

خطبه بیست‌وسوم نهج‌البلاغه، خطبه‌ای کاملاً اخلاقی و ارزشمند است. زمخشری آن را در کتاب ربیع‌الأبرار آورده است. مرحوم کلینی نیز آن را در الکافی نقل کرده و ابن‌عبدربّه در العقد الفرید آورده است. این خطبه در جاهای مختلف، گاهی به‌صورت کامل و گاهی در بخش‌هایی، نقل شده است؛ اما سید رضی رحمه‌الله آن را به‌طور کامل در نهج‌البلاغه آورده است.

اهمیت این خطبه به‌اندازه‌ای است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام یک‌بار آن را در نخستین نماز جمعه‌ای که در مدینه اقامه کردند، ایراد فرمودند. مرتبه دوم نیز در نخستین خطبه نماز جمعه در کوفه، پس از جنگ جمل، همین خطبه را ایراد کردند. این امر نشانه اهمیت خطبه است. خطبه‌ای کاملاً آموزشی، اخلاقی و تربیتی است. ان‌شاءالله بتوانیم از آن درس بگیریم، در زندگی خود به کار ببندیم و آن را به دیگران نیز آموزش دهیم.

معنای «أمّا بعد»

حضرت می‌فرمایند: «أمّا بعد». معمولاً در ابتدای هر خطبه، حمد و ثنای خداوند و صلوات بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله بیان می‌شود. «أمّا بعد» یعنی پس از حمد خدا و درود بر پیامبر.

معنای «الأمر»

حضرت می‌فرمایند:

فَإِنَّ الْأَمْرَ یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ

یعنی به‌درستی که امر از آسمان فرود می‌آید؛ مانند قطره‌های باران. همان‌طور که باران از آسمان فرود می‌آید، امر خداوند نیز از آسمان نازل می‌شود:

کَقَطَرَاتِ الْمَطَرِ إِلَى کُلِّ نَفْسٍ بِمَا قُسِمَ لَهَا مِنْ زِیَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ

امر خدا برای هر انسانی از بالا و از آسمان می‌آید؛ یعنی آنچه برای او قسمت شده است، چه کم باشد و چه زیاد. افراد با یکدیگر متفاوت‌اند؛ برای برخی بیشتر و برای برخی کمتر مقدر شده است.

حضرت سپس می‌فرمایند:

فَإِنْ رَأَى أَحَدُکُمْ لِأَخِیهِ غَفِیرَةً فِی أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ نَفْسٍ فَلَا تَکُونَنَّ لَهُ فِتْنَةً

اگر کسی دید که برادرش امکانات بیشتری دارد، افراد خانواده و فرزندان بیشتری دارد، مال و سرمایه بیشتری دارد یا از قدرت بدنی بیشتری برخوردار است، این زیادی نباید برای او مایه فتنه شود؛ نباید موجب حسادت، کینه یا برنامه‌ریزی‌های نادرست شود.

قضا و قدر

اکنون نکاتی را عرض می‌کنم و سپس به تطبیق آن با زندگی می‌پردازیم.

نکته اول این است که حضرت می‌فرمایند:

فَإِنَّ الْأَمْرَ یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ

امر در اینجا در مقابل نهی نیست. ما امر و نهی داریم؛ مثلاً می‌گوییم «بنشین» یا «برخیز» که امر است، و «نرو» یا «نیا» که نهی است. اما امر در اینجا به این معنا نیست؛ بلکه به معنای مقدرات است.

«إِنَّ الْأَمْرَ» یعنی مقدرات انسان‌ها و موجودات که از عالم بالا نازل می‌شود. منظور از آسمان، این آسمانی نیست که با چشم دیده می‌شود؛ بلکه مراد، مقام لاهوت و عالم بالا، یعنی ناحیه خداوند است که به عالم ناسوت و عالم طبیعت می‌رسد.

پس «الأمر» یعنی مقدرات موجودات؛ کم‌وزیادهایی که در همه امور وجود دارد. به تعبیر دیگر، قضا و قدر.

قضا و قدر امری است که از ناحیه خداوند نسبت به موجودات تحقق می‌یابد. قضا و قدر دو نوع است:

  1. قضا و قدر تکوینی
  2. قضا و قدر تشریعی

قضا و قدر تکوینی

قضا و قدر تکوینی را با زبان ساده می‌توان این‌گونه معنا کرد: هر چیزی، هر حادثه‌ای و هر پدیده‌ای در این جهان، علتی دارد و اندازه‌ای.

هر حادثه، جریان، پدیده و موضوعی که در این عالم وجود دارد، دارای علت و اندازه است. علت را «قضا» می‌نامند و «قدر» یعنی اندازه. بنابراین، هیچ چیزی در این عالم بدون علت و بدون اندازه نیست؛ هرچه در جهان وجود دارد، علت و اندازه‌ای دارد. این معنای ساده قضا و قدر است و فعلاً وارد مباحث فلسفی آن نمی‌شویم.

برای مثال، اگر کسی با سنگی محکم به شیشه بزند، شیشه می‌شکند. شکسته شدن شیشه علت دارد و بدون دلیل نیست. این علت، قضا نامیده می‌شود و قضا در اینجا تکوینی است.

اما مقدار شکستن شیشه به عوامل مختلفی بستگی دارد: به سنگی که پرتاب شده، نوع سنگ، جنس شیشه و اندازه آن. ممکن است شیشه کم یا زیاد بشکند. این اندازه و مقدار را «قدر» می‌نامند.

پس هر حادثه‌ای علتی دارد و اندازه‌ای. شکسته شدن شیشه یک حادثه است؛ علت آن قضا و مقدار شکستن آن قدر است. این همان قضا و قدر تکوینی در عالم هستی است.

قضا و قدر تشریعی

نوع دیگر، قضا و قدر تشریعی است. تشریع از شرع گرفته شده و به معنای قانون است؛ یعنی اوامر و نواهی خداوند و فرامین الهی.

در فرمان‌های خداوند نیز قضا و قدر تشریعی وجود دارد. برای مثال، نماز واجب است. وجوب نماز، قضاست؛ اما مقدار و اندازه آن، قدر است. چند نماز در روز واجب است؟ نمازهای واجب روزانه هفده رکعت است. مقدار نوافل و دیگر جزئیات نیز اندازه‌های آن را مشخص می‌کند.

حج واجب است؛ این وجوب، قضاست. اما چند بار واجب است؟ برای فرد مستطیع، یک‌بار واجب است و بیشتر از یک‌بار وجوب ندارد.

روزه واجب است؛ این وجوب، قضاست. اما زمان آن چقدر است؟ از چه زمانی تا چه زمانی باید روزه گرفت؟ این اندازه‌ها، قدر است.

بنابراین، هم قضا و قدر تکوینی داریم؛ یعنی در عالم هستی، هر چیزی علت و اندازه‌ای دارد، و هم قضا و قدر تشریعی داریم.

عمر و رزق موجودات

یکی از مصادیق قضا و قدر، عمر موجودات است. هر موجودی عمری دارد و این اصل، قضاست؛ اما مقدار عمر هر موجود، قدر آن است.

رزق نیز یکی از همین مصادیق است. همه موجودات رزق دارند. خداوند متعال می‌فرماید:

﴿

وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ

﴾

هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر اینکه روزی او بر عهده خداست، و او قرارگاه و محل انتقال آن را می‌داند؛ همه اینها در کتابی روشن ثبت است.

سوره هود، آیه ۶

«دابّه» یعنی جنبنده؛ یعنی هر موجود زنده‌ای که حرکت دارد و روی زمین است، رزقش بر عهده خداوند است. خدا می‌داند که محل استقرار هر موجود زنده کجاست و محل انتقال و جابه‌جایی او کجاست: «یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا».

پرندگان محل ثابتی دارند، اما مرتب جابه‌جا می‌شوند. خداوند همه اینها را می‌داند. علم خداوند گسترده است و همه‌چیز را می‌داند. همه این امور نیز در لوح محفوظ ثبت و مشخص است: «کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ».

معنای رزق

رزق یعنی آنچه موجود برای زندگی و حیات خود به آن نیاز دارد. رزق فقط مادی نیست؛ رزق مادی و معنوی، رزق دنیا و رزق آخرت و بهشت را شامل می‌شود.

خداوند متعال هم در این دنیا به موجودات رزق می‌دهد و هم در آخرت و بهشت، رزق همه موجودات بر عهده اوست. از ابتدای عمر هر موجود تا پایان عمرش، رزق او بر عهده خداوند است.

اگر انسان واقعاً باور کند که رزقش از ابتدا تا انتهای عمر بر عهده خداوند است، این باور برای او بسیار مهم خواهد بود. رزق از شئون ربوبیت است و ربوبیت از شئون خالقیت. خداوند خالق موجودات است و هنگامی که خالق موجودات است، رشد، تربیت، زندگی و همه امور آنان را نیز تأمین می‌کند.

«ربوبیت» یعنی رب بودن. خداوند، رب آسمان‌ها و رب موجودات است؛ یعنی مربی و پرورش‌دهنده موجودات است. بنابراین، ربوبیت از شئون خالقیت است. ممکن نیست خداوند موجودی را بیافریند و برای او رزق قرار نداده باشد. هر موجودی را که خداوند به او وجود می‌دهد و خلق می‌کند، چون پروردگار اوست، وسایل رشد، تربیت، حیات و استمرار زندگی‌اش را نیز برای او فراهم کرده است. هر موجودی مبدأ و منتهایی دارد و خداوند همه نیازهای او را مهیا می‌کند.

اگر انسان به این حقیقت اطمینان داشته باشد، هرگز نسبت به رزق خود نگران نمی‌شود. نگرانی ما درباره رزق، به این دلیل است که هنوز این درک و ایمان را پیدا نکرده‌ایم و رضا و تسلیم در برابر خداوند در ما شکل نگرفته است.

خداوند خالق، رب و حکیم است و کاری را بدون حکمت انجام نمی‌دهد. او رحمان و رحیم است. با توجه به همه این صفات، دیگر جایی برای نگرانی و اضطراب باقی نمی‌ماند. انسان نباید هیچ‌گاه نسبت به رزق و روزی خود مضطرب باشد.

این اضطراب‌ها گاهی باعث می‌شود انسان دست به کارهای ناشایست بزند؛ کارهایی که بعداً موجب پشیمانی او خواهد شد.

فقر و غنا و ظرفیت انسان

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در این خطبه دو موضوع مهم را مطرح می‌کنند: بخشی از توصیه‌های حضرت برای فقراست و بخشی برای اغنیا.

فقر و غنا، داشتن و نداشتن، امری طبیعی است. در هر جامعه و هر کشوری که انسان وارد شود، این دو طبقه را می‌بیند. تفاوت میان انسان‌ها در همه‌جا وجود دارد؛ در هر جامعه‌ای هم افراد غنی هستند و هم افراد فقیر.

نکته مهم، ظرفیت انسان‌هاست. داشتن و نداشتن امری طبیعی است؛ عده‌ای دارند و عده‌ای ندارند. مهم این است که فقیر ظرفیت فقر و غنی ظرفیت ثروت خود را داشته باشد. ظرفیت داشتن بسیار مهم است؛ زیرا اگر انسان ظرفیت نداشته باشد، هم فقیر و هم غنی به انحراف کشیده می‌شوند.

اگر فقیر ظرفیت نداشته باشد، گرفتار حسادت و کینه می‌شود. اگر غنی ظرفیت نداشته باشد، گرفتار کبر، غرور و ظلم خواهد شد. همه اینها امور انحراف‌زاست.

همان‌طور که در عالم تفاوت وجود دارد، در عمر موجودات و در رزق آنها نیز تفاوت هست. همه موجودات عمر یکسان و رزق یکسان ندارند. این تفاوت‌ها طبیعی است.

رذایل اخلاقی نیز ممکن است در انسان‌ها وجود داشته باشد؛ هم در فقیر و هم در غنی. خداوند به انسان اراده داده است و هم فجور و هم تقوا را به او الهام کرده، هم قدرت انجام گناه و هم قدرت انجام کار خوب را به او عطا فرموده است. انسان هم غرایز دارد و هم میل به سعادت.

پس تفاوت‌هایی که در امور مختلف و در مقدرات وجود دارد، موهبت‌ها و نعمت‌هایی از جانب خداوند است. خداوند می‌فرماید:

﴿

إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ

﴾
سوره ذاریات، آیه ۵۸

خداوند روزی‌دهنده است و صاحب قدرت است. خداوندی که دارای قدرت است، رزق موجودات را گسترش می‌دهد و برای برخی وسیع و برای برخی محدود قرار می‌دهد:

﴿

اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ وَیَقَدِرُ

﴾

خداوند روزی را برای هر که بخواهد گشاده یا محدود می‌کند.

سوره رعد، آیه ۲۶

گسترش رزق و کم یا زیاد بودن آن، همه از ناحیه خداوند است. بسط و توسعه رزق، هم برای فقرا امتحان است و هم برای اغنیا. مهم، ظرفیت داشتن است.

شگفتی رزق‌رسانی خداوند

هر جنبنده‌ای که روی زمین حرکت می‌کند، رزقش بر عهده خداوند است:

﴿

وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا

﴾

جریان رزق‌رسانی خداوند به همه موجودات واقعاً شگفت‌انگیز است. انسان باید در این موضوع تأمل کند و درباره عظمت، عنایت، لطف و موهبت خداوند بیندیشد.

جنینی که در شکم مادر است، موجوداتی که در قعر دریاها زندگی می‌کنند، موجوداتی که در بالای کوه‌ها یا در غارها هستند و موجوداتی که در دورترین نقاط عالم قرار دارند، همه رزقشان بر عهده خداوند است. هر موجودی در هر کجا که باشد، خداوند رزق او را می‌رساند.

کتاب «سلوه الحزین»

در این‌باره داستانی را عرض می‌کنم. کتابی داریم به نام سَلْوَةُ الْحَزِین که به کتاب دعوات معروف شده است. نام اصلی آن سَلْوَةُ الْحَزِین است و دعوات نام مشهور آن است.

این کتاب تألیف قطب راوندی است. قطب راوندی فقیه، مفسر و شخصیتی بسیار مهم در قرن ششم بوده است. ایشان کتاب‌های متعددی دارد و این کتاب یکی از کتاب‌های او در زمینه ادعیه است. دعاهای آن مستند است و بزرگان اهمیت بسیاری برای این کتاب قائل بوده‌اند.

«سَلْوَة» به معنای چیزی است که موجب شادی و آرامش می‌شود و «حَزِین» یعنی غمگین.

انسان غمگین را با این دعاها آرام و شاد می‌کند؛ زیرا دعا می‌تواند غم‌ها را از بین ببرد. دعا در زندگی انسان بسیار مهم و اثرگذار است. هیچ‌گاه از دعا دوری نکنید. دعاهای معتبر فراوانی در کتاب «سَلْوَةُ الْحَزِین» معروف به «دعوات راوندی» آمده است؛ کتابی مربوط به قرن ششم که مورد اعتماد علماست.

در این کتاب، قطب راوندی داستانی را نقل می‌کند که هم دربردارنده حدیث است و هم نکات مهمی دارد. نقل شده است که حضرت سلیمان (ع) روزی کنار دریا نشسته بود و به دریا نگاه می‌کرد. ناگهان دید مورچه‌ای دانه‌ای در دهان دارد و به سوی دریا می‌رود. وقتی به دریا رسید، قورباغه‌ای آمد و مورچه همراه با دانه وارد دهان قورباغه شد.

یک ساعت گذشت. حضرت سلیمان (ع) تعجب کرد که چه اتفاقی افتاده است. پس از یک ساعت، قورباغه از آب بیرون آمد و مورچه را از دهانش خارج کرد؛ اما دیگر دانه‌ای در دهان مورچه نبود.

همان‌طور که می‌دانید، حضرت سلیمان (ع) با پرندگان و دیگر موجودات سخن می‌گفت و زبان آنان را می‌فهمید. از مورچه پرسید: «جریان چه بود؟ کجا بودی؟»

مورچه پاسخ داد: «ای پیامبر خدا! مأمور بودم به قعر دریا بروم. در آنجا صخره‌ای بزرگ و توخالی وجود دارد و در یکی از شکاف‌های آن، کرمی نابینا زندگی می‌کند که قدرت حرکت ندارد. من مأمورم غذای او را برسانم. غذایش را رساندم و بازگشتم.»

خدای متعال حتی روزی آن کرم نابینا را که در قعر دریاست و قدرت حرکت ندارد، به هر شکلی که باشد می‌رساند. مورچه باید دانه را به دریا می‌برد و قورباغه مأمور بود او را جابه‌جا کند. همه این موجودات، عوامل تکوینی و مأموران الهی هستند؛ مورچه به‌گونه‌ای و قورباغه به‌گونه‌ای دیگر. به این ترتیب، رزق آن کرم به او می‌رسید.

رزق موجودات ناتوان

موجودات به دو دسته تقسیم می‌شوند: برخی خودشان تلاش می‌کنند، به دنبال روزی می‌روند و آن را به دست می‌آورند؛ اما برخی قدرت تلاش ندارند و خداوند باید بدون تلاش آنان، روزی‌شان را برساند.

قرآن کریم می‌فرماید:

﴿

وَكَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

﴾

چه بسیار جنبندگانی که نمی‌توانند روزی خود را حمل یا فراهم کنند؛ خداوند به آنان و شما روزی می‌دهد و او شنوا و داناست.

سوره عنکبوت، آیه ۶۰

بسیاری از جنبندگان خودشان نمی‌توانند روزی خود را به دست آورند. آیا باید بمیرند؟ خداوند به آنان روزی می‌دهد و به شما نیز روزی می‌رساند.

کودکان نمی‌توانند کار کنند و کسب‌وکار ندارند؛ چه کسی روزی آنان را می‌رساند؟ جنین در شکم مادر چگونه روزی دریافت می‌کند؟ او نه کاری می‌تواند انجام دهد، نه کسبی دارد و نه تلاشی. بنابراین بسیاری از موجودات که قدرت تلاش یا حتی قدرت جابه‌جایی ندارند، خداوند باید روزی‌شان را برساند.

برخی انسان‌ها نیز هرچه در طول روز به دست می‌آورند، همان روز مصرف می‌کنند و اندوخته‌ای ندارند. برخی دیگر پس‌انداز می‌کنند و مال خود را ذخیره می‌سازند. در هر دو صورت، باید به خداوند توکل و اعتماد داشت. اگر کسی پس‌انداز می‌کند، باید این کار را بر اساس برنامه الهی انجام دهد، نه از روی حرص و دلبستگی.

خداوند هر آنچه به انسان می‌دهد، وسیله امتحان اوست؛ چه به کسی روزی کم بدهد و چه به کسی روزی فراوان عطا کند. امتحان افراد نیز یکسان نیست. کسی که ده میلیون تومان دارد، امتحانی دارد و کسی که صد میلیون تومان دارد، امتحانی دیگر. یکی را با مقدار انفاقش می‌آزماید و دیگری را با مقدار بیشتر.

ممکن است فردی فقیر باشد و خمس و زکات بر عهده‌اش نباشد، اما شخص دیگری هم خمس باید بدهد، هم زکات و هم انفاق‌های مستحب و مسئولیت‌های دیگری بر عهده داشته باشد. وسعت و محدودیت رزق، هر دو در کنار امتحان الهی قرار دارند.

رزق، وسیله آزمایش الهی

اشکال انسان این است که گاهی خودمحور می‌شود و همه‌چیز را به خودش نسبت می‌دهد. ثروت بد نیست؛ ثروت می‌تواند خوب باشد، به شرط آنکه انسان بداند این ثروت از جانب خداوند است.

کسی که تصور کند با تلاش و فکر خودش همه‌چیز را به دست آورده، دچار اشتباه می‌شود. همین نگاه موجب غرور می‌گردد. قارون مغرور شد و تمام زندگی‌اش از بین رفت و در زمین فرو رفت.

خداوند درباره وسعت و محدودیت رزق، حساب و برنامه دارد. امیرالمؤمنین (ع) در خطبه اشباح، یعنی خطبه نود و یک نهج‌البلاغه، درباره این موضوع سخن گفته است. این خطبه بسیار مفصل است و حدود ده صفحه دارد. در بخش چهاردهم آن می‌فرماید:

وَقَدَّرَ الْأَرْزَاقَ فَكَثَّرَهَا وَقَلَّلَهَا، وَقَسَّمَهَا عَلَى الضِّيقِ وَالسَّعَةِ، فَعَدَلَ فِيهَا لِيَبْتَلِيَ مَنْ أَرَادَ بِمَيْسُورِهَا وَمَعْسُورِهَا، وَلِيَخْتَبِرَ بِذَلِكَ الشُّكْرَ وَالصَّبْرَ مِنْ غَنِيِّهَا وَفَقِيرِهَا.

نهج‌البلاغه، خطبه ۹۱

خداوند روزی‌ها را اندازه‌گیری کرد؛ برخی را فراوان و برخی را کم قرار داد و آن‌ها را بر اساس تنگی و گشایش تقسیم کرد. سپس در این تقسیم عدالت را رعایت کرد تا مردم را با آسانی و دشواری روزی بیازماید و شکرگزاری و صبر ثروتمندان و فقیران را امتحان کند.

خداوند روزی را بر اساس توانایی‌ها، ضعف و قوت افراد، زن یا مرد بودن و توانایی جسمی آنان کم یا زیاد می‌کند. بنابراین زیاد یا کم شدن روزی بی‌حساب نیست؛ همه‌چیز بر اساس حکمت و حساب است. خداوند می‌خواهد انسان را با آسانی و سختی، با توانگری و فقر، بیازماید.

وقتی امکانات در اختیار انسان قرار می‌گیرد، آیا خدا را شکر می‌کند و به دیگران کمک می‌رساند یا گرفتار بخل، تکبر و غرور می‌شود؟ انسان ثروتمند باید ظرفیت داشته باشد، شکر خدا را به‌جا آورد و بخشی از اموال خود را در اختیار مستمندان، فقرا و مستضعفان قرار دهد. فقیر را نیز با صبرش می‌آزمایند.

دو نوع رزق

در بحث وسعت و تنگی رزق، باید توجه داشته باشیم که رزق دو نوع است: رزق مقسوم و محتوم، و رزقی که انسان آن را طلب می‌کند. به تعبیر دیگر، یک رزق حتمی داریم و یک رزق اکتسابی.

آیات قرآن درباره اینکه روزی هر جنبنده‌ای بر عهده خداوند است، مربوط به رزق محتوم است؛ یعنی روزی‌ای که حتماً به سراغ موجودات می‌رود. هر موجودی، هر جنبنده‌ای و هر انسانی رزق حتمی دارد که خداوند آن را به او می‌رساند.

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید:

الرِّزْقُ رِزْقَانِ: رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَرِزْقٌ يَطْلُبُكَ.

امیرالمؤمنین امام علی (ع)

رزق دو گونه است: رزقی که تو آن را طلب می‌کنی و رزقی که او تو را طلب می‌کند.

رزقی که انسان را طلب می‌کند، از آغاز زندگی تا پایان عمر همراه اوست و انسان لازم نیست به دنبال آن برود. این همان رزق حتمی است که به همه موجودات می‌رسد. نوع دوم، رزقی است که انسان باید آن را طلب کند و برای به دست آوردنش تلاش نماید.

قرآن کریم می‌فرماید:

﴿

وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ۝ وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ

﴾

هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند برای او راه خروجی قرار می‌دهد و از جایی که گمان نمی‌برد، به او روزی می‌رساند.

سوره طلاق، آیات ۲ و ۳

کسی که تقوا پیشه کند، خداوند راه خروج از مشکلات را برای او فراهم می‌کند و روزی‌اش را از جایی می‌رساند که اصلاً به ذهنش نمی‌رسد. ممکن است انسان ناگهان از جایی ارث ببرد یا خیری به او برسد که هیچ‌گاه انتظارش را نداشته است. این نمونه‌ای از رزقی است که انسان حسابش را نمی‌کرد.

اما رزقی نیز وجود دارد که انسان باید با تلاش به دست آورد. هنگامی که این آیه نازل شد، عده‌ای به خانه‌های خود رفتند و مشغول عبادت شدند و دست از کار کشیدند. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «این چه کاری است؟ برخیزید و به دنبال کار بروید.»

درست است که خداوند رزق حتمی را می‌رساند، اما رزق دیگری وجود دارد که به تلاش انسان و مقدار تلاش او وابسته است. بنابراین یک رزق حتمی داریم و یک رزق اکتسابی؛ رزقی که انسان باید آن را طلب کند.

این‌گونه نیست که انسان در خانه بنشیند، تنبلی کند و به دنبال کار و تلاش نرود و بگوید خداوند روزی‌اش را می‌رساند. رزق دوم، مشروط است؛ مشروط به تلاش، مقدار تلاش، رعایت حق دیگران و پرهیز از ظلم و دزدی.

رزق مشروط و تلاش انسان

رزق حتمی، غیرمشروط است و خداوند آن را به هر موجودی می‌رساند. اما رزق اکتسابی به شرایطی وابسته است و انسان باید آن شرایط را فراهم کند. اگر کسی توان تلاش دارد، باید به دنبال کار و تلاش برود.

شخصی خدمت امام صادق (ع) رسید و درباره این آیه پرسید:

﴿

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاءُ وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَاءُ ۖ بِيَدِكَ الْخَيْرُ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

﴾

سؤال کرد: اگر خداوند حکومت را به هرکس بخواهد می‌دهد، پس حکومت بنی‌امیه چه می‌شود؟

امام صادق (ع) فرمودند: «اگر تو لباس برادرت را بدزدی و بپوشی، آیا خداوند آن لباس را به تو داده است؟» آن لباس را با دزدی به دست آورده‌ای. حکومت بنی‌امیه نیز عطای الهی نبود؛ آنان با ظلم و غصب آن را به دست آورده بودند.

بنابراین ممکن است کسی رزق دیگری را بدزدد یا حق او را ضایع کند. رزق اکتسابی به شرایطی وابسته است؛ به تلاش، مقدار تلاش و اینکه انسان در جامعه‌ای قرار نگیرد که دیگران حق او را بخورند یا اموالش را غارت کنند. انسان باید مراقب باشد و شرایط لازم را فراهم کند.

پس انسان نمی‌تواند در خانه بنشیند و بگوید: «من فقط نماز می‌خوانم و خداوند روزی‌ام را می‌رساند.» اگر موجودی ناتوان باشد و قدرت تلاش نداشته باشد، خداوند روزی او را می‌رساند:

﴿

وَكَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

﴾
سوره عنکبوت، آیه ۶۰

اما موجودی که قدرت تلاش دارد، باید به دنبال رزق خود برود.

ادامه بحث

آنچه بیان شد، اجمال بحث بود. در ادامه، به‌تفصیل خطبه امیرالمؤمنین (ع) را بررسی خواهیم کرد و ان‌شاءالله این خطبه را در سه جلسه می‌خوانیم. این جلسه، نخستین جلسه آن بود.

اگر انسان به خداوند متکی باشد و از او وسعت رزق بخواهد، حتی رزق اکتسابی را نیز بهتر به دست می‌آورد؛ زیرا این رزق به شرایطی وابسته است. بخشی از این شرایط مادی و بخشی معنوی است. ما باید به دنبال این شرایط برویم و آن‌ها را فراهم کنیم.

ان‌شاءالله بتوانیم شرایط لازم را فراهم کنیم، رزق اکتسابی خود را به‌اندازه صحیح به دست آوریم و آن را در جایی مصرف کنیم که خداوند فرموده است؛ به‌گونه‌ای که به فقرا و نیازمندان برسد. رزق حتمی به جای خود، اما رزق اکتسابی وسیله‌ای است که خداوند با آن همه ما را می‌آزماید.

اللهم اجعل عواقب أمورنا خیراً. ان‌شاءالله خداوند عاقبت امر همه ما را ختم به خیر کند.

وَصَلَّى اللَّهُ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.