Skip to main content
UstadhAli Imani

First Sermon

جلسه ششم

Course outline

Listen

0:0055:09

The audio for this session is in Persian.

This content has not been translated into English yet and is shown in its original language.

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. الحمد لله رب العالمين، والصلاة والسلام على أشرف الأنبياء والمرسلين، حبيب قلوب الصادقين، أبي‌القاسم المصطفى محمد. اللهم صلّ على محمد وآل محمد، وعلى أهل بيته الطيبين الطاهرين، واللعن الدائم على أعدائهم أجمعين.

آفرینش ملائکه

در ششمین جلسه شرح خطبه اول نهج‌البلاغه، به موضوع آفرینش ملائکه می‌پردازیم. در جلسات گذشته گفتیم که خدای متعال فضا و پس از آن، آسمان‌ها و زمین را آفرید. امیرالمؤمنین (ع) در ادامه خطبه، از آفرینش ملائکه سخن می‌گویند. بحث خلقت انسان نیز در جلسه آینده مطرح خواهد شد.

درباره ملائکه در آیات قرآن و روایات، مباحث فراوانی مطرح شده است؛ به‌اندازه‌ای که می‌توان کتابی کامل درباره آنان نوشت. تفاوت ملائکه با انسان‌ها این است که ملائکه موجوداتی مجرد و غیرمادی‌اند و با چشم دیده نمی‌شوند. ازاین‌رو، آفرینش آنان ویژگی‌های خاص خود را دارد.

ملائکه در امور تکوینی، واسطه میان خدا و مخلوقات‌اند؛ همان‌گونه که انبیا در امور تشریعی، واسطه میان خدا و انسان‌ها هستند. «تکوین» به عالم هستی مربوط است و هر کاری که در عالم هستی انجام می‌شود، از طریق ملائکه صورت می‌گیرد. «تشریع» نیز به قانون‌گذاری الهی مربوط است که از طریق انبیا انجام می‌شود. بنابراین، واسطه در تشریع انبیا و واسطه در تکوین ملائکه‌اند.

حقیقت و جنس ملائکه

مرحوم خویی در «منهاج‌البراعة»، شرح نهج‌البلاغه، درباره جنس ملائکه شش دیدگاه نقل کرده است. مرحوم مجلسی می‌گوید دیدگاه مشهور میان بیشتر علما، قدما و متکلمان ما این است که «فرشته جسمی نورانی است». ما انسان‌ها جسمی سنگین و مادی داریم، اما آنان جسمی لطیف و نورانی دارند. دیدگاه دیگری نیز این است که ملائکه اساساً از نورند.

همان‌گونه که جن از آتش آفریده شده است:

﴿

وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ

﴾

و جن را پیش از آن از آتش سوزان آفریدیم.

سوره حجر، آیه ۲۷

انسان نیز از خاک آفریده شده و ملائکه از نورند.

ویژگی‌های ملائکه

در قرآن و روایات، اوصاف و ویژگی‌های فراوانی برای ملائکه بیان شده است که به چند مورد اشاره می‌کنیم.

عقل و شعور

ملائکه موجوداتی عاقل و باشعورند. آنان عقل و ادراک دارند.

اطاعت از فرمان خدا

ملائکه مطیع فرمان خدا هستند و نافرمانی نمی‌کنند:

﴿

لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ

﴾

خدا را در آنچه به آنان فرمان داده است، نافرمانی نمی‌کنند.

سوره تحریم، آیه ۶

البته این سخن به آن معنا نیست که قدرت انجام معصیت را ندارند؛ بلکه قدرت و اختیار دارند، اما معصیت نمی‌کنند.

مأموریت‌های گوناگون

ملائکه اصناف و گروه‌های مختلفی دارند و هر گروه، مأموریت خاصی بر عهده دارد. برخی از آنان مأمور قبض ارواح‌اند. خدای متعال جان انسان‌ها را به‌واسطه فرشتگان می‌گیرد. ملک‌الموت که از او با نام عزرائیل یاد می‌کنیم، در رأس فرشتگان مأمور مرگ قرار دارد.

گروهی دیگر از ملائکه، تدبیرکنندگان امور عالم‌اند:

﴿

فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا

﴾

و سوگند به فرشتگانی که امور را تدبیر می‌کنند.

سوره نازعات، آیه ۵

خدای متعال کارهای این عالم را از طریق آنان اداره می‌کند. همچنین خداوند فرموده است:

﴿

ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ

﴾

مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.

سوره غافر، آیه ۶۰

این اجابت الهی نیز از طریق فرشتگان انجام می‌شود. بنابراین، فرشتگان وظایف و مأموریت‌های گوناگونی دارند.

تفاوت درجات و مقامات

همه فرشتگان در یک سطح نیستند، بلکه درجات، مراتب و مقامات متفاوتی دارند.

فراوانی شمار ملائکه

بر اساس روایات، ملائکه از نظر تعداد، فراوان‌ترین مخلوقات‌اند.

هر چیزی را جابه‌جا کنید، در آنجا فرشته‌ای وجود دارد.

این تعبیر نشان‌دهنده فراوانی بسیار زیاد فرشتگان است.

در روایتی که ظاهراً از امام صادق (ع) نقل شده، آمده است:

هر شب هفتاد هزار فرشته فرود می‌آیند و گرد خانه کعبه طواف می‌کنند. پس از طواف، به محضر پیامبر اسلام (ص) می‌روند و به ایشان سلام کرده، آن حضرت را زیارت می‌کنند. سپس به محضر امیرالمؤمنین (ع) در نجف می‌روند و بعد به زیارت دیگر ائمه (ع) مشرف می‌شوند. در پایان، به محضر امام حسین (ع) در کربلا می‌آیند و تا سحر گرد حرم ایشان می‌گردند. هر گروه از این فرشتگان تنها یک بار این توفیق را پیدا می‌کنند و هر شب، هفتاد هزار فرشته دیگر می‌آیند.

امام صادق (ع)

از این روایت می‌توان دریافت که شمار ملائکه تا چه اندازه فراوان و بیرون از محاسبات معمول ماست؛ زیرا هر شب هفتاد هزار فرشته این برنامه را انجام می‌دهند و نوبت دوباره‌ای برای همان گروه پیش نمی‌آید.

ایمان به ملائکه

وظیفه ما به‌عنوان مسلمان، ایمان و اعتقاد به ملائکه است. انسان بسیاری از امور مادی را با چشم می‌بیند، اما ملائکه مادی و دیدنی نیستند. ایمان به حقایقی که از دیده ما پنهان‌اند، «ایمان به غیب» نامیده می‌شود:

﴿

الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ

﴾

کسانی که به غیب ایمان دارند.

سوره بقره، آیه ۳

یکی از مصادیق ایمان به غیب، ایمان به ملائکه است. ایمان به بهشت و جهنم نیز از دیگر مصادیق آن به شمار می‌رود؛ زیرا این حقایق اکنون با چشم ما دیده نمی‌شوند.

خداوند در آیه ۲۸۵ سوره بقره می‌فرماید:

﴿

آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ

﴾

پیامبر به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده ایمان آورده است و مؤمنان نیز همگی به خدا، فرشتگان، کتاب‌ها و پیامبران او ایمان آورده‌اند.

سوره بقره، آیه ۲۸۵

بنابراین، ایمان به ملائکه از وظایف پیامبر اسلام (ص) و همه مؤمنان و از فرایض اعتقادی ماست.

اصناف ملائکه در کلام امیرالمؤمنین (ع)

امیرالمؤمنین (ع) در این بخش از خطبه، ملائکه را به چهار گروه تقسیم می‌کنند:

  1. ملائکه عبادت‌گزار؛
  2. امینان وحی الهی که پیام خدا را به انبیا می‌رسانند و زبان وحی برای پیامبران‌اند؛
  3. ملائکه حافظ و نگهبان انسان‌ها؛
  4. ملائکه حامل عرش الهی.

حضرت در آغاز این بخش می‌فرمایند:

ثُمَّ فَتَقَ مَا بَيْنَ السَّمَاوَاتِ الْعُلَا، فَمَلَأَهُنَّ أَطْوَارًا مِنْ مَلَائِكَتِهِ، مِنْهُمْ سُجُودٌ لَا يَرْكَعُونَ، وَرُكُوعٌ لَا يَنْتَصِبُونَ، وَصَافُّونَ لَا يَتَزَايَلُونَ، وَمُسَبِّحُونَ لَا يَسْأَمُونَ، لَا يَغْشَاهُمْ نَوْمُ الْعُيُونِ، وَلَا سَهْوُ الْعُقُولِ، وَلَا فَتْرَةُ الْأَبْدَانِ، وَلَا غَفْلَةُ النِّسْيَانِ.

نهج‌البلاغه، خطبه ۱

گشودن فضای میان آسمان‌ها

خداوند پس از آفرینش آسمان‌ها، فاصله میان آسمان‌های بلند را گشود. تعبیر «فَتَقَ مَا بَيْنَ السَّمَاوَاتِ» نشان می‌دهد که میان آسمان‌ها فاصله وجود دارد و آن‌ها مانند لایه‌های پیاز به یکدیگر نچسبیده‌اند.

این بیان برخلاف نظریه بطلمیوسی است که زمین را محور عالم می‌دانست و افلاک را مانند لایه‌های پیاز، متصل به یکدیگر تصور می‌کرد. این نظریه بیش از هزار سال بر جهان حاکم بود، تا اینکه در دوره رنسانس به‌تدریج دیدگاه‌های دیگری مطرح شد و آن فرضیه کنار رفت. تعبیر امیرالمؤمنین (ع) به‌روشنی می‌رساند که میان آسمان‌ها فاصله و فضای گشوده وجود دارد.

حضرت سپس می‌فرمایند: «فَمَلَأَهُنَّ أَطْوَارًا مِنْ مَلَائِكَتِهِ»؛ خداوند این آسمان‌ها و فاصله‌های میان آن‌ها را از انواع ملائکه پر کرد. «أطوار» به معنای انواع و گروه‌های گوناگون است. بنابراین، طبقات آسمان و فاصله‌های میان آن‌ها آکنده از انواع فرشتگان است.

گروه نخست: ملائکه عبادت‌گزار

نخستین گروهی که حضرت معرفی می‌کنند، ملائکه‌ای هستند که پیوسته به عبادت خدا مشغول‌اند. خود این گروه نیز به چند دسته تقسیم می‌شوند.

فرشتگان همیشه در سجده

گروهی از ملائکه پیوسته در حال سجده‌اند و هرگز از سجده به رکوع نمی‌روند: «سُجُودٌ لَا يَرْكَعُونَ».

فرشتگان همیشه در رکوع

گروهی دیگر همواره در رکوع‌اند و هیچ‌گاه سر از رکوع برنمی‌دارند: «وَرُكُوعٌ لَا يَنْتَصِبُونَ».

فرشتگان به‌صف‌ایستاده

دسته‌ای دیگر منظم و استوار در صف ایستاده‌اند و هرگز از صف خود جدا نمی‌شوند: «وَصَافُّونَ لَا يَتَزَايَلُونَ».

فرشتگان تسبیح‌گو

گروهی نیز دائماً خدا را تسبیح می‌کنند و هرگز خسته نمی‌شوند: «وَمُسَبِّحُونَ لَا يَسْأَمُونَ».

این ملائکه هیچ‌گاه گرفتار خواب، اشتباه عقلی، سستی بدن و فراموشی نمی‌شوند. انسان گاهی عبادت می‌کند و گاهی خواب و خستگی بر او غلبه می‌کند، اما این فرشتگان دائماً در حال عبادت‌اند و خواب به چشمانشان راه نمی‌یابد. فکرشان از کار نمی‌افتد، دچار خطای عقلی نمی‌شوند، بدنشان سست نمی‌شود و غفلت ناشی از فراموشی نیز به سراغشان نمی‌آید.

انس با ملائکه

شایسته است که انسان با ملائکه الهی انس بگیرد. برخی از بزرگان توصیه می‌کردند که انسان صبح هنگام، همان‌گونه که به پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) سلام می‌کند، به فرشتگان الهی نیز سلام کند؛ به‌ویژه به چهار فرشته مقرب الهی:

  1. جبرئیل؛
  2. میکائیل؛
  3. اسرافیل؛
  4. عزرائیل.

می‌توان گفت: «السلام علیکم یا ملائکة الله» و سپس هر یک از این فرشتگان را نام برد. این چهار فرشته از رؤسای ملائکه‌اند و هر کدام مأموریتی ویژه دارند.

عزرائیل، فرشته مرگ

عزرائیل همان ملک‌الموت و فرشته مرگ است. هرگاه زندگی انسانی یا موجودی در هر نقطه عالم به پایان برسد، حضرت عزرائیل یکی از مأموران خود را می‌فرستد تا جان او را بگیرد.

میکائیل، فرشته رزق

میکائیل فرشته ارزاق است. باران رحمت الهی، رزق و روزی بندگان و دیگر جلوه‌های رحمت و روزی خدا از طریق ملائکه‌ای تدبیر می‌شود که میکائیل در رأس آنان قرار دارد. در قرآن کریم از او با نام «میکال» یاد شده است.

جبرئیل، فرشته وحی

جبرئیل فرشته وحی است و پیام الهی را به پیامبران می‌رساند.

اسرافیل، فرشته نفخ صور

اسرافیل مأمور دمیدن در صور است. بر اساس آیات قرآن، دو نفخ صور داریم: یکی نفخ اماته و دیگری نفخ احیا.

در آستانه قیامت، یک بار در صور دمیده می‌شود و همه موجودات می‌میرند. بار دیگر در صور دمیده می‌شود و همگان برای حشر و حضور در قیامت زنده می‌شوند. انجام این مأموریت بر عهده اسرافیل است.

انس با فرشتگان از راه دعا

در دعاها به انس با فرشتگان بسیار توصیه شده است. هنگام تشرف به حرم‌های ائمه (ع)، پیش از ورود، همان‌گونه که به امام سلام می‌کنیم، به فرشتگان حاضر در آن حرم نیز سلام می‌دهیم:

السَّلَامُ عَلَىٰ مَلَائِكَةِ اللهِ الْمُحْدِقِينَ بِهٰذَا الْحَرَمِ الشَّرِيفِ

در همه حرم‌های ائمه (ع)، گروهی از فرشتگان دائماً حضور دارند و ما به آنان سلام می‌کنیم.

چه خوب است انسان با دعا انس بگیرد و دائم‌الذکر باشد. فرشتگان اهل دعا هستند و به‌ویژه کار فرشتگان گروه نخست، دعاست. ما نیز می‌توانیم با دعا به آنان نزدیک شویم، با آنان ارتباط برقرار کنیم و انس بگیریم.

گروه دوم: امینان وحی

دسته دوم، فرشتگانی هستند که امین وحی‌اند و جبرئیل (ع) در رأس آنان قرار دارد. در قرآن کریم نیز از جبرئیل به‌عنوان فرشته و امین وحی یاد شده است.

وَمِنْهُمْ أُمَنَاءُ عَلَىٰ وَحْيِهِ، وَأَلْسِنَةٌ إِلَىٰ رُسُلِهِ، وَمُخْتَلِفُونَ بِقَضَائِهِ وَأَمْرِهِ.

این فرشتگان امینان وحی و زبان الهی برای پیامبران‌اند. آنان با قضا و فرمان خدا پیوسته در حرکت و رفت‌وآمدند؛ بالا می‌روند، فرود می‌آیند، فرمان‌های الهی را اجرا می‌کنند و امر خدا را می‌آورند.

در سوره قدر می‌خوانیم:

﴿

إِنَّآ أَنزَلْنَـٰهُ فِى لَيْلَةِ ٱلْقَدْرِ ۝ وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا لَيْلَةُ ٱلْقَدْرِ ۝ لَيْلَةُ ٱلْقَدْرِ خَيْرٌۭ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍۢ ۝ تَنَزَّلُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا

﴾
سوره قدر، آیات ۱ تا ۴

در شب قدر، فرشتگان همراه با روح فرود می‌آیند. مقصود از «روح» در اینجا جبرئیل است که در رأس این فرشتگان قرار دارد. آنان فرمان‌های الهی را می‌آورند و برای اجرای آن‌ها پیوسته در رفت‌وآمدند.

گروه سوم: حافظان بندگان و نگهبانان بهشت

وَمِنْهُمُ الْحَفَظَةُ لِعِبَادِهِ، وَالسَّدَنَةُ لِأَبْوَابِ جِنَانِهِ.

تعبیر «حافظان بندگان» دو معنا دارد: نخست، فرشتگانی که از جان انسان‌ها محافظت می‌کنند؛ دوم، فرشتگانی که مراقب اعمال آنان‌اند و اعمالشان را ثبت می‌کنند.

محافظت از جان انسان‌ها

هر انسانی مأمور و محافظی دارد. در سوره طارق می‌خوانیم:

﴿

وَٱلسَّمَآءِ وَٱلطَّارِقِ ۝ وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا ٱلطَّارِقُ ۝ ٱلنَّجْمُ ٱلثَّاقِبُ ۝ إِن كُلُّ نَفْسٍۢ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌۭ

﴾
سوره طارق، آیات ۱ تا ۴

هر انسانی، بدون استثنا، محافظی دارد؛ زن و مرد، کودک و بزرگسال در این امر تفاوتی ندارند. این محافظان از ملائکه‌اند. بسیاری از بلاها و حوادثی که برای انسان پیش می‌آید، با مراقبت آنان دفع می‌شود؛ برای مثال، ممکن است دیواری فرو بریزد، آوار بر سر کسی بیفتد یا ضربه‌ای به او وارد شود، اما آسیبی نبیند. این از مصادیق محافظت فرشتگان است.

در سوره رعد نیز به این گروه از فرشتگان اشاره شده است:

﴿

لَهُۥ مُعَقِّبَـٰتٌۭ مِّنۢ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِۦ يَحْفَظُونَهُۥ مِنْ أَمْرِ ٱللَّهِ

﴾

برای انسان از پیش رو و پشت سر، مأمورانی پی‌درپی هستند که به فرمان خدا از او محافظت می‌کنند.

سوره رعد، آیه ۱۱

پس انسان مأمورانی دارد که از پیش رو و پشت سر، به فرمان خدا، مراقب او هستند تا آسیبی به او نرسد.

مراقبت و ثبت اعمال

معنای دوم محافظت، مراقبت از اعمال و ثبت آن‌هاست. فرشتگانی در سمت راست و چپ انسان حضور دارند و با عنوان «رقیب» و «عتید» از آنان یاد می‌شود. آنان پیوسته اعمال انسان را می‌نویسند.

در سوره انفطار آمده است:

﴿

إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنفَطَرَتْ

﴾
سوره انفطار، آیه ۱

در ادامه همین سوره، از فرشتگان ثبت‌کننده اعمال با این تعبیر یاد می‌شود:

﴿

كِرَامًۭا كَـٰتِبِينَ

﴾

بزرگوارانی که نویسندگان اعمال‌اند.

سوره انفطار، آیه ۱۱

آنان فرشتگانی باکرامت‌اند که پیوسته اعمال انسان را ثبت می‌کنند. بنابراین، حافظان بندگان هم آنان را از آسیب‌ها و خطرات حفظ می‌کنند و هم مراقب رفتار و اعمالشان هستند.

نگهبانان درهای بهشت

امیرالمؤمنین (ع) از این فرشتگان با عنوان «نگهبانان درهای بهشت‌ها» نیز یاد می‌کند. «جنان» جمع «جنت» است. بهشت دارای درجات، مقامات و بخش‌های گوناگون است و برای هرکدام نگهبانانی وجود دارد.

از هشت بهشت یاد شده است:

  • جنت‌النعیم
  • جنت‌الفردوس
  • جنت‌الخلد
  • جنت‌المأوی
  • جنت‌عدن
  • دارالقرار
  • دارالسلام
  • بهشتی که درباره گستره آن آمده است:
﴿

وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا ٱلسَّمَـٰوَٰتُ وَٱلْأَرْضُ

﴾
سوره آل‌عمران، آیه ۱۳۳

همه انسان‌ها در یک درجه از بهشت قرار نمی‌گیرند؛ زیرا اعمال آنان متفاوت است. بهشت نیز درجات و مقامات گوناگونی دارد. فرشتگانی که اعمال ما را نوشته‌اند، نگهبان و دربان این بهشت‌ها هستند و بر اساس اعمال هرکس، جایگاه و مسیر ورود او به مرتبه مناسب بهشت مشخص می‌شود.

گروه چهارم: حاملان عرش

دسته چهارم از فرشتگان، حاملان عرش الهی‌اند. امیرالمؤمنین (ع) آنان را چنین توصیف می‌کند:

وَمِنْهُمُ الثَّابِتَةُ فِي الْأَرَضِينَ السُّفْلَىٰ أَقْدَامُهُمْ، وَالْمَارِقَةُ مِنَ السَّمَاءِ الْعُلْيَا أَعْنَاقُهُمْ، وَالْخَارِجَةُ مِنَ الْأَقْطَارِ أَرْكَانُهُمْ، وَالْمُنَاسِبَةُ لِقَوَائِمِ الْعَرْشِ أَكْتَافُهُمْ.

پاهای آنان در پایین‌ترین نقطه زمین و گردن‌هایشان در فراز آسمان‌هاست. ارکان وجودشان از اقطار و اطراف جهان فراتر رفته و شانه‌هایشان متناسب با ستون‌های عرش است. این توصیف، عظمت و قدرت وجودی فرشتگانی را نشان می‌دهد که حمل عرش الهی بر عهده آنان است.

ادب و خضوع حاملان عرش

نَاكِسَةٌ دُونَهُ أَبْصَارُهُمْ، مُتَلَفِّعُونَ تَحْتَهُ بِأَجْنِحَتِهِمْ.

این فرشتگان در برابر عرش، دیده فرو افکنده‌اند و چشم خود را بالا نمی‌آورند. همان‌گونه که انسان مؤدب سر به زیر دارد و در چشم دیگری خیره نمی‌شود، معرفت بالای این فرشتگان نیز در خضوع آنان آشکار است. آنان بال‌های خود را زیر عرش جمع کرده‌اند و این حالت نیز نشانه ادب و فروتنی آنان است.

مَضْرُوبَةٌ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَنْ دُونَهُمْ حُجُبُ الْعِزَّةِ وَأَسْتَارُ الْقُدْرَةِ.

میان آنان و فرشتگان و موجودات پایین‌تر، حجاب‌های عزت و پرده‌های قدرت کشیده شده است. آنان مقام ویژه‌ای دارند و میان مرتبه ایشان و دیگران فاصله است.

معرفت والای حاملان عرش

لَا يَتَوَهَّمُونَ رَبَّهُمْ بِالتَّصْوِيرِ، وَلَا يُجْرُونَ عَلَيْهِ صِفَاتِ الْمَصْنُوعِينَ، وَلَا يَحُدُّونَهُ بِالْأَمَاكِنِ، وَلَا يُشِيرُونَ إِلَيْهِ بِالنَّظَائِرِ.

آنان هیچ‌گاه برای خدا صورت ذهنی نمی‌سازند. کسی که معرفتش بالا باشد، درباره خدا گرفتار تصویرهای باطل، وهم و خیال نمی‌شود. حاملان عرش صفات مخلوقات را به خدا نسبت نمی‌دهند، او را به مکان محدود نمی‌کنند و برای او شبیه و نظیری در نظر نمی‌گیرند. اگر کسی خدا را شبیه موجودی بداند، این نشانه جهل اوست. این توصیفات، معرفت والای حاملان عرش را نشان می‌دهد.

دعا و استغفار حاملان عرش برای مؤمنان

در سوره غافر درباره حاملان عرش می‌خوانیم:

﴿

ٱلَّذِينَ يَحْمِلُونَ ٱلْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُۥ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِۦ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَىْءٍۢ رَّحْمَةًۭ وَعِلْمًۭا فَٱغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا۟ وَٱتَّبَعُوا۟ سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ ٱلْجَحِيمِ

﴾
سوره غافر، آیه ۷

حاملان عرش و فرشتگانی که پیرامون آن هستند، پیوسته همراه با ستایش پروردگارشان او را تسبیح می‌کنند و به او ایمان دارند. کار دیگرشان استغفار برای مؤمنان است. آنان می‌گویند: پروردگارا، رحمت و علم تو همه‌چیز را فرا گرفته است؛ پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را در پیش گرفته‌اند بیامرز و آنان را از عذاب جهنم حفظ کن.

معنای عرش و کرسی

در قرآن کریم دو اصطلاح «کرسی» و «عرش» وجود دارد. برای فهم ساده‌تر تفاوت این دو، می‌توان به تخت‌های پادشاهان قدیم مثال زد. آنان معمولاً دو تخت داشتند: یک تخت عادی که برای ملاقات‌های روزمره بر آن می‌نشستند و «کرسی» نامیده می‌شد؛ و تختی بلندتر که هنگام حضور عمومی مردم بر آن قرار می‌گرفتند و آن را «عرش» می‌نامیدند.

کرسی و عرش الهی هر دو به معنای قدرت و حکومت خداوندند، نه تختی جسمانی که خداوند در جایی بر آن مستقر شود. تصور استقرار جسمانی خداوند بر عرش، تصوری نادرست و نامناسب است.

قدرت و حکومت خدا در عالم ماده «کرسی» نامیده می‌شود. در آیه‌الکرسی آمده است:

﴿

وَسِعَ كُرْسِيُّهُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ

﴾

کرسی و قلمرو قدرت او آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته است.

سوره بقره، آیه ۲۵۵

یعنی قدرت و حکومت خداوند همه آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته است.

اما قدرت و حکومت خداوند در مرتبه‌ای بالاتر، که همه موجودات مجرد را نیز شامل می‌شود، «عرش» نام دارد:

﴿

ٱلرَّحْمَـٰنُ عَلَى ٱلْعَرْشِ ٱسْتَوَىٰ

﴾

خدای رحمان بر عرش استیلا دارد.

سوره طه، آیه ۵

عالم مجردات بسیار گسترده‌تر از عالم ماده است و شمار فرشتگان نیز بسیار فراوان است. تدبیر همه آنان و تمام شئون عالم مجردات در اختیار خداوند است. پس کرسی و عرش، جسم و مکان نیستند؛ کرسی بیانگر قدرت و حکومت الهی در عالم ماده و عرش بیانگر گستره فراگیر حکومت خداوند بر همه موجودات، از جمله مجردات، است. فرشتگان گروه چهارم نیز حاملان همین عرش الهی‌اند.

امید است خداوند به ما توفیق دهد با اعمال و توجهات خود به فرشتگان الهی نزدیک شویم و مشمول دعا و استغفار آنان قرار بگیریم.

وَصَلَّى اللهُ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ